نوشته‌ها

در این صفحه مطالب غیرخصوصی صفحه‌های شبکه اجتماعی خود را بازنشر می‌کنم. می‌توانید از نوار سمت راست صفحه دسته‌های دلخواه را انتخاب کنید.

1
تغییر جهتی تأثیرگذار از وب آف ساینس به اسکوپوس
2
نظرات متفاوت داوری و سردبیری
3
در شست و شوی زبان از دست رفته
4
ستایش نشر زیبایی‌های قومیت‌ها در صدا و سیما: تنوع قدرت است
5
در نقد ضریب تأثیر مجلات
6
منابع سواد نوشتاری ما کیستند؟
7
گفتن به وقت خاموشی
8
یک طرح روی جلد تأثیرگذار
9
کسره حق مسلم ماست
10
ویکیپدیا، سرهنگ علیفر و سایر ماجراها
11
چالشها و فرصتهای سردبیری
12
آیا در عصر گوگل ارجاع‌دهی همچنان ضروری است؟ (برگرفته از ترجمان)

تغییر جهتی تأثیرگذار از وب آف ساینس به اسکوپوس

موسسه رتبه‌بندی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی تایمز اصلاحاتی را در نظام ارزیابی خود صورت داده که احتمالاً در مدت زمان کوتاهی بر نظام ارزیابی آموزش عالی کشور هم نیز تأثیر خواهد گذاشت و آن تغییر نمایه معیار از وب آف ساینسِ تامسون رویترز به اسکوپوسِ الزویر Elsevier است. این اتفاق مهمی است و در تصمیمات افراد دانشگاهی، چه استادو چه دانشجو تأثیر مهمی می‌گذارد. این موسسه یکی از چند موسسه اصلی است که با ارزیابی سالانه خود دانشگاه‌ها را رتبه بندی می‌کند و همراه با کیو اس از معتبرترین موسسات رتبه‌بندی است.در نتیجه رتبه بندی آن برای دانشگاههای ایرانی[…]

خواندن کل مطلب

نظرات متفاوت داوری و سردبیری

مولف یکی از مقالاتی که تحت سردبیری من در حال چاپ است سئوالی کرده که به نظرم رسید با توجه به امکان تکرار آن برای سایرین پاسخ را عمومی کنم. مقاله ایشان را دو داور به طور عمومی تایید کرده‌اند ولی اصلاحات کلی طلب کرده‌اند. پس از تایید داوران، من هم نظرات سردبیری را در فایلی جدا برای ایشان فرستادم و بخش به بخش درخواست اصلاحات و تغییراتی کردم. سپس ایشان چنین سئوالاتی کرده‌اند: داور دوم از کارهای آماری تعریف کرده و داور اول تقاضای حذف بسیاری از قسمت های آماری رو داده. ایرادات داوران با فایل ارسالی آقای دکتر[…]

خواندن کل مطلب

در شست و شوی زبان از دست رفته

این متن بازنشر مطلبی از نیما جم است به این نشانی. ببر لطفاً این چیزِ گنده‌ای را که این بالا نوشته‌ام بخوانید. نمی‌توانید. چون در خطِ فارسی مصوتهای کوتاه را نمی‌نویسم. ب+ب+ر می‌تواند بَبْر باشد یا بِبَر یا بِبُر. در این مصرعِ مولوی «کز نیستان تا مرا ببریده‌اند» به ضرورتِ وزن بُبْر خوانده می‌شود. این ناخوانایی یکی از اساسی‌ترین اشکالاتی است که موافقانِ تغییرِ خط به خطِ کنونیِ فارسی می‌گیرند. منتها واقعیتِ ماجرا این است که کسی که خوب فارسی آموخته باشد وقتی به ببر در جمله بربخورد، احتمالاً زیاد سردرگم نخواهد شد چون به مناسبتِ بافتِ متن می‌تواند صورتِ[…]

خواندن کل مطلب

ستایش نشر زیبایی‌های قومیت‌ها در صدا و سیما: تنوع قدرت است

اولین باری است که ویدئویی از جناب خان را به اشتراک می‌گذارم و بسیار هم خوشحالم که این اولین، چنین کلیپی است. سیمای ملی ما باید چنین کاری را بارها و بارها بکند. اینکه نشان دهد زیبایی‌های هر یک از اقوام این سرزمین که در کنار هم ایران را ساخته‌اند. اینکه به افتخار یک قومیت سر پا بایستیم و کف بزنیم و بهشان اطمینان بدهیم که ما دوستتان داریم، زیبایی تان را ستایش می‌کنم و بخشی از خودمان می‌دانیمتان. جداً لذت بردم. جداً لذت بردم. بخش بزرگی از تعصبهای نادرست قومی که خود من بخش بزرگی از زندگیم را درگیر[…]

خواندن کل مطلب

در نقد ضریب تأثیر مجلات

پیش‌آگهی: خواندن این متن را به دانشجویان تازه کار توصیه نمی‌کنم چون ممکن است از آن طرف بام بیفتند. خطاب این متن بیشتر به افرادی است که پیشه آکادمیک دارند و تحت تأثیر Publish or Perish قرار می‌گیرند. این مقاله حدیث مکرر تبهکاری و کسب و کار نشر دانشگاهی و ژورنالهای علمی است. با این توصیه که چگونه می‌توان تأثیر «ضریب تأثیر» و عواقب پرفشارش بر زندگی افراد آکادمیک را کاهش داد. مقاله خوبی است و ابعادی از این کسب و کار را بیان می‌کند. The lowest common denominator: marketing science with jIF  

خواندن کل مطلب

منابع سواد نوشتاری ما کیستند؟

مشکل این «ه» اضافه از کجا شروع شد؟ بیایید در وب یک جستجوی زمانی کنیم. مطلبی نمی‌یابیم در چهار پنج سال پیش که به جای کسره از ه استفاده کرده باشد. یعنی اصلاً هیچ کسی حتی افرادی که یک خط کتاب نمی‌خوانند هم چنین بلاهتی نمی کردند که به جای کسره ه بگذارند. شاید اولین بار در چند متن فیسبوکی و وایبری و یاهومسنجری برای بازنشر دیده شدند. ابتدا کسی اعتنایی نکرد ولی ناگهان مثل یک بهمن گسترش یافت و همه حتی بیسوادان تحصیلکرده دکترا و ارشددار را هم در بر گرفت. چه اتفاقی افتاد؟ چی شد یکهویی؟ مشکل از[…]

خواندن کل مطلب

گفتن به وقت خاموشی

چند سال پیش که تیم ملی والیبالمون شروع کرده بود به رو آمدن و همه با علاقه دنبال می‌کردیم، یک گزارشگرِ نفرت‌انگیز تمام حس بازی را خراب می‌کرد. یعنی زمانی که دوربین می‌رفت وسط بازیکنها و مربی که داشتند حرف می‌زدند و مای بیننده با هیجان دلمون می‌خواست ببینیم در چنین لحظه‌هایی مربی به بازیکنها چی می‌گه، مردک نادان ادامه می‌داد به حرف زدن و اراجیف گفتن: بله الان آقای ولاسکو داره با بازیکنانش حرف می‌زنه و داره دستوراتی به آنها می‌ده و … . این بشر آدم را دیوانه می‌کرد از بلاهتش در گفتن به وقت خاموشی (دو چیز[…]

خواندن کل مطلب

یک طرح روی جلد تأثیرگذار

در آستانه همه پرسی ماندن یا خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، این طرح روی جلد اکونومیست تأمل برانگیز و تأثیرگذار است. این سه واژه بخشی از آهنگ «هِی تو» از گروه قدیمی پینک فلوید است: Together We Stand, Divided We Fall. «در کنار هم ایستاده‌ایم؛ با جدا شدن سقوط می‌کنیم». نکته جالب تیتر این است که بخش دوم این جمله گفته شده، اما منظور بخش اول گفته نشده است که باید با هم بمانیم. طراح جلد می‌داند این ترانه چنان در حافظه جمعی مخاطب بریتانیایی نقش بسته است که با دیدن تیتر خود به خود بخش اول آن به ذهن[…]

خواندن کل مطلب

کسره حق مسلم ماست

کسره حق مسلم ماست؛ آفتابه درخشان حقه مسلمه آن‌ها! برایم پیام فرستاد که «چه آفتابه درخشانی!» پرسیدم «مگه آفتابه گرفتید؟ از این آفتابه مسی‌های دکوری؟» جواب داد «خاک تو سره بی‌ذوقت کنن، آفتابه چیه!» برایش یک عدد زبانِ دراز با چشمک ‌فرستادم و نوشتم «مجید دلبندم، خودت به جای آفتاب درخشان نوشتی آفتابه درخشان. در ضمن سرِ من هم تهش ه نداره.» جواب داد «دسته بابات درد نکنه با این پسر بزرگ کردنش. اصلاً برو گم شو!» خیلی دوست داشتم همان لحظه بروم گم شوم، ولی طاقت نیاوردم و باز برایش نوشتم «مگر بابای من دسته دارد؟» و چند تا[…]

خواندن کل مطلب

ویکیپدیا، سرهنگ علیفر و سایر ماجراها

قضیه سرهنگ علیفر را احتمالاً همه شنیده‌اید. در این دو روز کلی سرش جنجال شد. خلاصه خیلی ساده قضیه اینه که سرهنگ علیفر گزارشگر تلویزیون اطلاعاتش را همیشه از ویکیپدیا می‌گیره و سر صحنه گزارش روخوانی می‌کنه و حتی موارد بی‌اهمیتی مثل معمار ورزشگاه و شرکت سازنده و این چیزها را هم برای بینندگان می‌خواند. یکی از بینندگان تخس هم که دیده ایشان بر این روند مداومت دارند می‌روند در صفحه ویکیپدیای مربوط به ورزشگاه بازی لهستان و ایرلند شمالی نام معمار ورزشگاه را عوض می‌کند و اسم خودش را می‌گذارد. در اینترنت هم اعلام می‌کند که امشب سرهنگ اسم[…]

خواندن کل مطلب

چالشها و فرصتهای سردبیری

در این دو ساله اخیر بر حسب ماهیت مشاغل آکادمیک با چند ژورنال معتبر همکاری بیشتری را در قالب داور، هیئت تحریره مهمان و دستیار انجام دادم. به تدریج با فعالیت‌های سردبیری آشنا شدم و در چند ماه گذشته خودم به طور مشترک و یا به تنهایی مسئولیت سردبیری چند ژورنال را برعهده گرفتم که این مسئولیت را تا حدود یک سال دیگر هم به دوش خواهم کشید. ایفای این وظیفه خیلی وقتگیر و دردسرساز است، اگر به آن علاقه نداشته باشی. در کنار همه دردسرها و مسئولیت‌هایش یک دردسر دیگر هم دارد: انتظار اطرافیان بر اینکه به کارهایشان پذیرش[…]

خواندن کل مطلب

آیا در عصر گوگل ارجاع‌دهی همچنان ضروری است؟ (برگرفته از ترجمان)

مطلبی که همیشه در ذهن داشته‌ام درباره نیاز به تحول در نگارش آکادمیک. متن کمی طولانی‌تر از حد لازم است ولی چکیده آن این پاراگراف است: […] نظام ارجاعات علمی در عصر گوگل باری بیهوده بر دوش نویسندگان است. […] نویسنده در موارد محدودی ملزم به ثبت اقتباسات خود است و باید به توانایی خوانندگان برای پیگیری منابع اصلی، آن‌هم در صورت نیاز، اعتماد کرد. […] سیستم ارجاع کهنه‌ای که دانشمندان به کار می‌گیرند، بیشتر از آنکه ابزاری برای متصل‌کردن متون و کتاب‌ها به یکدیگر باشد، به دست‌اندازی بر سر راه خوانندگان یا بدتر از آن، به یک ایست بازرسی[…]

خواندن کل مطلب