دسته: این سوی میز

مجموعه توصیه‌های من برای اعضای هیئت علمی جوانی که وارد این حرفه می‌شوند. تلاش می‌کنم تجربه‌هایم را با ایشان به اشتراک بگذارم.

1
این سوی میز (6): مشخص کردن انتظارات مالی در هر پروژه‌ای
2
این سوی میز (5): چرا نباید بپذیریم ناممان بدون مشارکت در کارهای پژوهشی دیگران بیاید؟
3
این سوی میز (۴): خوشنامی و شهرت نیک
4
این سوی میز (۳): تخلف علمی ناخواسته
5
این سوی میز (۲): پروپوزال برای پروژه و دام بیگاری دادن
6
این سوی میز (۱): توصیه‌های عمومی و اولیه

این سوی میز (6): مشخص کردن انتظارات مالی در هر پروژه‌ای

این مطلب را اول به عنوان بخشی از «این سوی میز» شماره 5 نوشتم، ولی اینقدر مهم دانستمش که به عنوان یک مطلب مستقل منتشرش می‌کنم. ببینید زیاد پیش می‌آید که برخی همکاران با آگاه شدن از شیوه قرارداد از شما انتظارات مالی نابجایی پیدا کنند. خیلی مشخص مثال بزنم. برای هر کار ادیتوری که من برای اشپرینگر انجام داده‌ام بین 1800 تا 2750 یورو دریافت کرده‌ام. این مبلغ فقط برای من به عنوان ادیتور در نظر گرفته شده و برای مشارکت‌کنندگان و سایرین نیست. من همیشه و به صراحت اعلام می‌کنم که آقایان و خانمها، ارسال فصل به این[…]

بقیه مطلب

این سوی میز (5): چرا نباید بپذیریم ناممان بدون مشارکت در کارهای پژوهشی دیگران بیاید؟

احتمالاً همه ما این تجربه را داریم که یک دانشجوی تحصیلات تکمیلی (یا مواردی همکار یا پژوهشگری آشنا) پیشنهاد می‌کند که بیایید این مقاله یا کتاب را که آماده کرده‌ام با هم چاپ کنیم. کاری هم لازم نیست شما بکنید. من آماده کرده‌ام فقط نام شما را هم اضافه کنیم جهت اعتبار. چنین پیشنهادی در نگاه اول جذاب به نظر میرسد. چه خوبه که بابت کاری که که چندان زحمت نکشیده‌ایم امتیاز و اعتبار بگیریم. معمولاً وسوسه می‌شویم که بپذیریم ولی پیشنهاد من قاطعانه این است که نه! هرگز! این را فقط به دلیل اخلاقی هم نمی‌گویم، از نظر تاثیر منفی[…]

بقیه مطلب

این سوی میز (۴): خوشنامی و شهرت نیک

ما به عنوان اعضای هیت علمی در بازاری هستیم که اعتبار و شهرت در آن حرف اول را می‌زند. بسیار برایم پیش آمده که کسی به من گفته چند سال پیش تو در فلان جلسه فلان حرف را زدی و فلان حرکت را کردی و چقدر بابتش حس خوب گرفتم. وقتی این را می‌شنوم بسیار خرسند می‌شوم که رفتارم در زمانی در گذشته سبب شده که در ذهن کسانی شهرت و خوشنامی نیک داشته باشم. حاصل آن رفتار و حسن شهرت گاه رضایت درونی ایجاد کرده و گاهی حتی به دستاوردهای مادی هم ختم شده.  بخش مهمتری از خوشنامی ما[…]

بقیه مطلب

این سوی میز (۳): تخلف علمی ناخواسته

شما هرقدر هم تلاش کنید که موارد اخلاقی را رعایت کنید، صرف تلاش شما کافی نیست و کاملا محتمل است که یک دانشجو بدون اطلاع شما یک مقاله را همراه با نام شما چاپ کند و شما اصلا از آن خبر هم نداشته باشد. برای من پیش آمده که همکاری برایم مقاله‌ای را فرستاده از یک ژورنال بی‌اعتبار که نام من همراه با نام کسی که اصلا نمی‌شناسمش به عنوان نویسنده مشترک آمده است. کاری هم ندارد. هر کسی می‌تواند نام شما را به عنوان نویسنده همکار بزند و یک ایمیل دارای غلط املایی را از طرف شما معرفی کند.[…]

بقیه مطلب

این سوی میز (۲): پروپوزال برای پروژه و دام بیگاری دادن

یکی از منابع درآمدی ما اعضای هیئت علمی پروژه گرفتن از صنعت است. معمولا با افزایش شهرت و اعتبارتان پروژه‌ها با مبالغ قابل قبولی سپرده می‌شوند و اگر حسن شهرتی داشته باشید می‌توانید بخشی از درآمدهایتان را روی پروژه گرفتن تنظیم کنید. با این حال پروژه گرفتن ترکیبی از مهارتها و منابع را می‌خواهد. هم باید ارتباطات خوبی داشته باشید، هم سوابق خوبی در اجرای پروژه‌های قبلی، هم تیم خوبی داشته باشید که می‌تواند شامل دانشجویان یا همکارانتان باشد، هم مهارتهای اقناعی و ارتباطی کافی برای راضی کردن کارفرما به انجام صحیح پروژه داشته باشید. در جمع همه اعضای هیئت[…]

بقیه مطلب

این سوی میز (۱): توصیه‌های عمومی و اولیه

خب، همانطور که قول داده بودم یک بخش جدید در وبسایتم ایجاد می‌کنم به نام «این سوی میز» و تمرکزم تشریح زندگی کاری به عنوان یک عضو هیئت علمی دانشگاه است. مخاطب اصلیم در این نوشته‌ها اول اعضای هیئت علمی جوان هستند که تازه وارد این شغل شده‌اند و قرار است زندگی کاری خود را تا سی سال آینده در این سمت بگذرانند و دومین مخاطبم هم دانشجویانی است که در تعامل با اعضای هیئت علمی هستند و کنجکاوند که زندگی در آن طرف میز چگونه است و مایلند شیوه ارتباط صحیح برای رسیدن به نتیجه مورد انتظار خود را[…]

بقیه مطلب